على محمدى خراسانى
218
شرح منطق مظفر (فارسى)
ب : مشاهدات قسم دوم از بديهيات ششگانهء منطقى كه جزء مبادى يقينى هستند مشاهدات يا محسوساتند و آنها قضايائى هستند كه عقل حاكم و جازم به آنها است ، امّا براى تصديق به آنها مجرّد تصور موضوع و محمول و ملاحظه نسبت بين آن دو كافى نيست ، بلكه علاوه بر اين تصورات ، نيازمند واسطهاى به نام حس هستيم تا به واسطه به كار گرفتن آن تصديق حاصل شود ، لذا آنها را چون بدون دارا بودن حس مربوطه ، اين ادركات حاصل نشود محسوسات گويند . روى همين اصل از ارسطو نقل شده : « من فقد حسّا فقد فقد علما » يعنى : هركس حسى را از دست بدهد دانشهاى مربوط به آن حسّ را نيز از دست مىدهد . كسى كه نابينا است از ادراك رنگها محروم است . حسّ بر دو قسم است : 1 . حسّ ظاهرى . 2 . حسّ باطنى . حسّ ظاهرى داراى پنج نوع است : 1 . حسّ باصره كه توسط آن رنگها را احساس مىكنيم . 2 . حسّ سامعه يا شنوايى كه توسط آن انواع صداها را احساس مىكنيم . 3 . حسّ ذائقه يا چشايى كه با آن انواع مزهها را درك مىكنيم . 4 . حسّ شامّه يا بويايى كه با آن انواع بوها را درك مىكنيم . 5 . حسّ لامسه يا بساوايى كه توسط آن حرارت ، برودت ، نرمى ، زبرى و . . . را درك مىكنيم . قضايا و تصديقاتى كه توسط هريك از اين حواس ظاهرى حاصل مىشوند حسيّات مىنامند . مثلا مىگوييم : خورشيد تابنده و روشنايىبخش است « ديدنيها » . اين گل خوشبو است « بوئيدنيها » . اين صدا گوشنواز است « شنيدنيها » . قضايايى كه توسط حسّ باطن ادراك مىشوند وجدانيّات نام دارند . مثلا : همهء ما بالوجدان احساس مىكنيم كه داراى فكر و انديشهايم ، يا داراى حالت روانى خوف ، درد و رنج ، لذّت ، گرسنگى و تشنگى هستيم و با علم حضورى به اين امور علم داريم .